خرید بک لینک
مجله را از جلوی صورتش کنار زد. به سمت من خیره شد و بعد از کمی مکث گفت:- "بِرُوم هیدروزیس...!"با تعجب به سمتش برگشتم.《 جانم...! این چی بود دیگه؟! اسم یه سردار رومیه، یا یه بیماری ناعلاج جدید!؟》خندید و

برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 2:12


تنهاتر از تهرانم
که می تواند تورا
درکافه ها درآغوش بگیرد
و با ترس از
مترو
اتوبوس
تاکسی یا هرچیز که تورا از او جدا می کند
هنوز دوستت داشته باشد
هیچکس نمیداند
هوای تهران
آلوده نیست
گرفته است

پ ن :

با غم انگیز ترین حالت تهران چه کنم ؟؟؟

برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 2:12

همونطور که هیچوقت نمیشهبا یه آدمِ منطقی، دربارهیِ عشقصحبت کرد، هیچوقت هم نمیشهبا یه آدمِ عاشق منطقی صحبت کرد.چون نه گوش میده، نه می فهمهدربارهیِ چی حرف می زنی.عجیب ترین اتفاقِ زندگی اینجاستکه آدم ها

برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 2:12

چی میشد مثلا مخابرات یه روز صبح بهت اس ام اس میداد ،مشترک محترم و عزیز ما ، شما قبلا در طول روز فلان شماره رو دویست بار میگرفتیاس ام اس که حرف ش رو نزن ، اینقدر زیاد بود که ما حساب کتابش از دستمون د

برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 2:12

امروز نمیدونم چه روزیه

نمیدونم چی شد

خیلی خیلی خیلی غیر منتظره با یه صحه عجیب روبه رو شدم .

تست گرفتم و نتیجه مثبت شد

بچه دومم تو راهه

خیلی خوشحلم ولی بیشتر شوکم . چون بچه نمیخواستم

نمیدونم چی بگم ...

خدایا شکرت که به من مهربان نگاه کردی ...

بیشتر میترسم به خاطر این اوضاع کار نتونم از پس خرج و مخارجش بر بیام

خدا کمکم کنه

آمین

برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 2:12

یه چن روزیم هست خودمو بستم تو اتاق قُپی میام نمیخام کسیو ببینمولی خب دروغه تو باور نکنچون محاله اون پشت در باشه و من بی تفاوت باشماینا حالیشون نمیشه میخندن ولی من خودم دیشب دیدم یه ستاره تو قفس بودطفل

برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 2:12

صفحه بندی